تا حالا شده [عاشقانه , ]
به یاد تنها سکاندار کشتی عشقم... تا حالا شده ! تا حالا شده از دوریش گریه کنی بعد آخر کار به خودت بگی
برای چی اون همه گریه کردم آخه اون که بر نمی گرده !!!!! تا حالا شده اونقدر دلت گرفته باشه که با دیدن یه تصویر ناراحت کننده ، اشکت در بیاد ؟ تا حالا شده ندونی برای چی الکی ناراحتی ، غمگینی ؟ تا حالا شده سعی کنی به اون که خیلی دوستش داری بخوای بگی دوستت دارم ولی نتونی ؟ تا حالا شده اشک کسی رو در بیاری ؟ یا کسی اشک تو رو در بیاره ؟ تا حالا شده دلت به حال یه نفر بسوزه ولی بعدآ بفهمی که الکی دلت بحالش سوخته بوده ؟ تا حالا شده اونی رو که خیلی دوستش داری ببینی که داری از دستش می دی ؟ تا حالا شده کسی رو که یه عمر دوست داشتی بهت بگه دوستت ندارم ؟ تا حالا شده کسی رو که یه عمر دوستش داشتی و بهت گفته که دوستت نداره به راحتی ببخشی و براش آرزوی خوشبختی بکنی ؟ تا حالا شده کسی رو با زبون نفرین کنی ولی از ته قلب براش آرزوی خوشبختی بکنی ؟ کسی که از این آسمون بزرگ یه ستاره نداره و نخواهد داشت جلال ت.س.ق.آ پنج شنبه 1/1/1
نوشته شده توسط جلال در چهارشنبه 21 دی 1384 و ساعت 07:01 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
کوچ کردم به این دیار [عاشقانه , ]
به یاد تنها پرستوی جزیره عشقم. سلام به همه دوستان کوچ کردم به این دیار تا دوستان تازه ای بیابم کمکم کنید !!!!!!! آن شب که دلم هوای کویت را داشت ای کاش که توان جستجویت را داشت گفتم که دل از تو بر می گیرم اما دل خست آرزو یت را داشت. ت.س.ق. آ
نوشته شده توسط جلال در جمعه 2 دی 1384 و ساعت 06:12 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
()
نظر
|